تنهایی هامو بعد از این با قلب کی قسمت کنم واسه فراموش کردنت باید به چی عادت کنم بعد از تو باید با خودم تنهای تنها سر کنم یک عمر باید بگذره تا امشبو باور کنم
این خط و این نشان که دلت برای هیچ کس به اندازه ی من تنگ نخواهد شد برای نگاه کردنم.خندیدنم.بوسیدنم برای تمام لحظه هایی که کنارم داشتی.................روزی که نیستم دلت برای همه ی اینها تنگ خواهد شد............ شک نکن.............!
صبرکن سهراب!گفته بودی قایقی خواهی ساخت! قایقت جا دارد؟! من هم از همهمه ی اهل زمین دلگیرم..................
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به كسی توجه نمی كنه ... از كسی خجالت نمی كشه ... می باره و می باره و ... اینقدر می باره تا آبی شه ... آفتابی شه ...!!! کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود ... كاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشی بوده** با گام های خسته ام میروم در امتداد نگاه تو تا انتهای آن افق گمشده تا ابتدای تداوم من و تو در تکرار روزمره گی های مکرر این روزهای انتظار و اشتیاق اشتیاقی به بلندای انتظار انتظاری به شیرینی اشتیاق . . . . . . . . . . . . تو در اینجا مرا به نگاهی یافتی من در آنجا تو را به لبخندی باختتم اول نگاه از تو بود و .... لبخند از من آخر لبخند از تو بود و.... نگاه از من !! برای عبور از جاده عاشقی فقط یک بهانه می خواهم برای عشق بازی با دلم یک نگاه و کاشانه می خواهم برای رقص و شور شعر هایم چشم تو و یک ترانه می خواهم برای با تو ماندنم یک عشق بی کرانه می خواهم من برای واژه های گوشه گیرم یک کتابِ پر افسانه می خواهم برای ماندن بی تردید و خواندن بی تخریب یک بغل احساس جانانه می خواهم . برای با تو جاری شدن یک تعبیر ساده می خواهم برای عشوه ای زنانه از جان یک لبخند بی قاعده می خواهم و آخر هم از اینهمه هیاهو و تلاطم من تو را یکبار بی بهانه می خواهم با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم نه دیگه عین گداها به عشق اصرار می کنم
نه دیگه تورو واسه دوست داشتن اجبار میکنم نه دیگه آه میکشم از دست بخت و سرنوشت نه دیگه عشقمو فریاد ، بلکه انکار میکنم نه دیگه تو فکر و رویا و خیال تو قفسم نه دیگه بهت میگم تنها تویی هم نفسم نه دیگه از تو ترانه میسازم تو لحظه هام نه دیگه اصراری هست که من باید بهت برسم نه دیگه یواشکی با نگام تورو می پام نه دیگه دنبال خوشبختی تو رویاهات میام کار دیگه گذشته از دخیل بستن به معبد چشات تو رو از خودت نمی خوام، تو رو از خدا می خوام من عشق را در تو تورا در دل دل را در موقع تپیدن و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم من بهار را به خاطر شکوفه هایش و زندگی را به خاطر زیباییش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تورا خلق کرد دوست خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد دیدی غزلی سرود؟! بیننده ی آسمان بیکران شب ها شده بود افتاد، شکست، زیر باران پوسید 
![]()

![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم
دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم
دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم
دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم
موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا
کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمیذاشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اونم از غصه توست
با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم
حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم
میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم
هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو
توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم
انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
اون از غصه توست
هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه
اگه مردم تو بدون چه کسی وارثه شه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

عاشق شده بود
انگار خودش نبود
عاشق شده بود
آواره ی شبها شده بود
عاشق شده بود
عاشق شده بود
همدمش ستاره بودند
عاشق شده بود
باران همه چیزش شده بود
عاشق شده بود
آدم که نکشته بود
عاشق شده بود![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




